اپيزود اول: كليپ
ديشب از روي بيكاري، حاجي مرتكب گناهي بس كبيره شد. يك حاجي واشنگتني با ريموتي در دست در مقابل يكدستگاه گيرنده استارست. ليستي از كانالهاي سراسر گناه خارجي در مقابل چشمان حاجي هي بالا و پايين ميرفت. داخل پرانتز عرض شود كه متاسفانه با اعلام اعتراض كشورهاي اروپايي -مخصوصا فرانسه- ديگه خبري از كانالهاي اسپايس و ايكس ايكس ال نيست و البته چقدر واقعا جاشون خاليه. به نظر حاجي در اين وانفساي كمبود اطلاعات جنسي كه خيلي از زوجهاي مرتب و نامرتب هنوز آگاهي كامل و كافي از عمليات توت فرنگي ندارند، بودن اين كانالها، مكتبهاي آموزشي خوبي بود ولي خوب به هر صورت ديگه نيستن. خارج از پرانتز ادامه ميدم كه عمليات ارتكاب به معصيت همچنان ادامه داشت تا اينكه پروسه كانالگردي روي كانالهاي مزخرف ايراني براي چند دقيقه اي متمركز شد.
تا حالا به هنر و ظرافت كليپ سازي در كليپهاي خارجي دقت كردين؟ به كليپهاي ايراني چطور؟
البته منظور حاجي از كليپهاي ايراني همونهايي هست كه در لس آنجلس توليد ميشه. والا در كانالهاي داخلي مثل آي ام سي انصافا اندكي هنر و سناريو ديده ميشه اما در كليپهاي لس آنجلسي اوضاع به حد غم انگيزي تهوع آوره. در يكي از كانالها يك خواننده جلف با سن و سالي بالا به نام جمال وفايي داشت مثلا هنر نمايي ميكرد. همون شعر مزخرف: دل من هواي يه عشق تازه كرده رو داشت ميخوند روي يك سن در داخل استوديو. تعدادي نوازنده جوات هم پشت سر اون داشتن هنر نمايي ميكردن كه در بين اونها يك پيرمرد كه ويولون ميزد خيلي ديدني بود. آق جمال يك كروات مسخره هم زده بود كه شباهت عجيبي به جنس مذكر داشت. از همه ديدني تر صحنه اي بود كه بر روي سن چونان ميموني بالا و پايين ميپريد و گهگاه پشت سر اون نوازنده ويولن به انتشار نمك ميپرداخت.
كاري به شخصيت جمال وفايي يا ديگر خوانندگان شريف ايراني ندارم. واي به حال فرهنگ و هنري كه اينها نمادش باشن. زياد به اين بحث وارد نميشم. يه چيز ديگه اي باعث شد اين اپيزود خلق بشه. تا حالا دقت كردين تو كليپهاي ايروني چقدر تركيب بندي سازها مسخره و تصنعيه. مثلا در كليپ مزبور اصلا صداي پركاشن شنيده نميشد در حاليكه اون اقاي خوش تيپ كه در پشت سر آق جمال داشت مثلا نوازندگي ميكرد مدام هر 2 ضرب يكبار به پركاشنش ميكوبيد. يا در برخي كليپها ديده ميشه كه نوازنده گيتار الكترونيكي داره خودشو خفه ميكنه ولي هرچي گوش ميدي اثري از ويز ويز دلنشين گيتار الكترونيكي شنيده نميشه. حتي ضرب آهنگهايي كه نوازنده ها دارن ميكوبن با ريتم شعر و آهنگ نميخونه. اين حركات مسخره مثل همون شلنگ آبيه كه توسط كارگردانان سريالهاي مسخره ايروني به سناريو بسته ميشه تا زمان رو پر كنه. انگار يك عده سياهي لشكر بايستي حتما وي اين صحنه حضور داشته باشن. بابا اجباري كه نيست. همين آق جمال رو ميفرستادين تنهايي ميخوند به قدر كافي حال بهم زن بود. اينجور كليپ سازي به نظر من يه توهين به بيننده است. البته خوب شايد براي اينجور تم خوانندگي بيشتر از اينهم انتظار نميره كه مثلا يك كارگردان حرفه اي با يك دكوپاژ و ميزانسن قوي و به همراه يك قصه خوب استخدام ميشدن براي كليپ سازي.
در موسيقي بين الملل امروز هر اندازه كه به شعر و آهنگ و آرانژمان اهميت ميدن به همون اندازه به كليپ سازي هم توجه ميشه. شما به كليپهاي مثلا همين نانسي عجرم هم كه نيگاه ميكنين يك هارموني و قصه مناسب با كيفيتي متوسط حداقل مي بينين. جاي تاسف داره كه اعراب دارن به اين صنعت به اينصورت ميپردازن اونوقت ايرانيها كه نوازنده هاي قهاري مثل ياحقي، شهناز، مرتضوي، انوشيروان و شهداد روحاني و …. را به دنيا عرضه كردن اينجوري در پس كليپهاي مسخره عقبگرد ميكنن.
باز احتمالا به اين حاجي خواهند گفت موسيقي پاپ براي تفننه حالا چه اشكالي داره خواننده كمي روي صحنه ورجه وورجه كنه يا مثل اون شهبال شب پره يا شهرام شب پره حركات عجيب غريب از خودش ساطع كنه؟ بايد بگم موسيقي – از هر نوعي كه فكر كني پاپ، راك، متال، سنتي يا … – ديگه يك شناسنامه اس براي يك ملت. يك سبكه. يك نوع آيدنتيتي و كرديته. حالا وقتي در مقام آهنگسازي جاي امثال جهانبخش پازوكي، فريد زلاند، سياوش قميشي، بيژن مرتضوي و بقيه اونهايي كه يك كم كار بلد بودن رو مثلا شوبرت اواكيان و … بگيرن ديگه بايد راس راستي فاتحه موسيق اونور آبي رو خوند.
حاجي موسيقي نفهم ما در گذشته به آثار ابي يه جور ديگه اي نگاه ميكرد. يك سبك خاص با صدايي جادويي. اما تو رو خدا در آلبوم آخر ابي مثلا آهنگ حنا خانم رو مقايسه كنين با ستاره دنباله دار. صدا كه همونه. چي كم شده؟ اينجا همون نقطه اي كه فرق سياوش قميشي به عنوان آهنگ ساز و آرانجر با شوبرت آواكيان معلوم ميشه. آهنگهاي ساخت شوبرت براي ليلا فروهر خوبه اما براي ابي نه. باور كنين آلبوم آخر ابي بيشتر منو ياد ليلا فروهر مينداخت تا ابي.
جان كلام اينكه آهنگسازي و آرانژمان آهنگ در كنار شعرهاي درست حسابي و يك صداي گيرا به اضافه يك كليپ سازي قوي است كه ميتونه يك آهنگ رو جاودانه كنه. والا آثار افرادي مثل افشين و اون برادر مزخرفش حداكثر براي يكسال و براي دو تا پارتي خوبه و نه بيشتر.
****
اپيزود دوم: موش است تريلي
يكي از سرگرميهاي خوب در جاده ميتونه دقت در نوشته هاي پشت كاميونها و نيسانها باشه.
نخندين. به خدا از همين كارهاي كوچيك ميتونين يك دنيا نفاهيم ارزشمند پيدا كنين. هميشه به اندازه همه آدمهاي اين دنيا راه هست براي جامعه شناسي و روانشناسي. (حاج آقا رضا مثقالي)
ديديد شعارها و نكات اخلاقي كه پشت كاميونها را به خودش مزين كرده چقدر با ميزان حرفه و شخصيت راننده ها تطابق داره؟ البته نكته نامعلوم در اين كار براي حاجي اين بود كه واقعا چه قصدي ميتونه از اين كار وجود داشته باشه؟ اينكه مثلا پشت يك نيسان نوشته باشه: دنبالم نيا ديوونم ميشي!!! واقعا يعني چي؟
دوستي داشتم كه به واسطه كارش كه ماموريتي بود هميشه تو اين جاده ها بود. يك دفترچه از اين شعارهاي جاده اي جور كرده بود كه خيلي ديدني بود. يكروز كه بر حسب اتفاق اين دفترچه رو ميخوندم يك شعار برام خيلي جالب و سوال انگيز بود. ازش كه پرسيدم گفت اينو تو جاده بوئين زهرا پشت يك تريلي خوندم. حتي تاريخ هم زده بود. با خوندن اين شعار دو فقره شاخ از جنس مرغوب بالاي سر حاجي سبز شد كه اي خدا اين شعر چه مفهومي ميتونه داشته باشه و به عبارتي چه نكته ي آموختني از نوشتن اين شعر مورد نظر بوده. حاجي كه از درك اين معني عاجر موند ولي براي شما ميگم شايد كمكم كنيد. با عرض پوزش اون شعر اين بود:
در مخرج ليلي —— موش است تريلي
يا للعجب از اين سرزمين گربه نشان آريايي
***
اپيزود سوم: استهلال
در رتبه بندي بين عوامل ايجاد حالت استيصال هيچ فرقي بين ماههاي قمري و اين سليمان دوگنبداني ما وجود نداره. هر دو به يك ميزان آدم رو بيچاره ميكنن.
ماه مبارك رمضون باز رسيد. از همين امروز به صورت غير مترقبه آمار مبتلايان به معده درد و هزاران درد بيدرمان ديگر يكهو بالا رفت. همه اونهايي كه تا ديروز موقع خوردن حتي سنگ رو هم ميخوردن و به قول اون مثال معروف: اونقدر نميخوردن كه سير بشن بلكه اونقدر ميخوردن تا غذا تموم بشه، حالا همه معافيتهاي پزشكي شون رو دارن رو ميكنن براي فرار از ضيافت.
معمولا اولين چيزي كه در ايجاد رغبت براي حضور در يك ضيافت چشمگير و قابل توجهه همانا خوردن و پر كردن خيك مباركه. حالا اگر شما رو به ضيافتي دعوت كنن كه از خروس خون صبح تا پارس كنون سگ در غروب بايد گشنه و تشنه باشين انصافا اين به اين ضيافت ميرين؟
باز يك ضيافت ديگه در پيشه و همه ما به اين ضيافت دعوت شديم. فقط نكته مبهم اينه كه نميدونيم روي كارت دعوت ساعت و تاريخ شروع و همچنين ساعت و تاريخ خاتمه اين ضيافت رو چي بنويسيم.
اينم يكي از اون پارادكسهاي ماست. هنوز عليرغم پيشرفت فنون در همه زمينه ها پبش بيني زمان رويت ماه هاي قمري در ايران يك پارادكس پيچيده اس. اونقدر پيچيده كه تيمهاي استهلال بايد براي اينكار بسيج بشن و اندكي – فقط اندكي در حد چند ده ميليون تومان – از بودجه بدبخت ما رو ببلعن.
يا للعجب از اين سرزمين گربه نشان آريايي
****
پينوشت 1: در پست قبلي جاي دوست خوبمان نيكو خانم بسيار خالي بود. اميدواريم هر چه زودتر اوضاع روحي ايشان به حالت قبل برگردد و حضورش مثل هميشه گرمي بخش اين كانون مجازي باشد.
پينوشت 2: نانسي عجرم و سايتش كه يك دوست از حاجي تقاضا كرده بود اين است
برچسبها: اپيزوديك
سپتامبر 24, 2006 در t 4:13 ق.ظ
salam haji washengtone aziz
dar mored vido clip ke gofti va music ba shoma movafegh hastam. az nazare tekniki ke engari in losanjelesiha dar hamon dorane shah baghi mondan va roshd nakardan va motasefaneh roshid nadashtim, inha darde dele sho shoye man ast ke har vaght meibineh bekhatere takhasosesh divoneh meisheh va yek sati meireh balaye manbar va meigh va meigeh va meigeh……………
Midoni man vaghti in video clip KOchi ra meibinam, faghat ba khodam meigam baba inha ke khanandeh hastan na salamati dar kharej az keshvar hastan va sabke inja ra meibinan chera karhashon ra be in aghayeh meidadn ke inghadr sathesh paein ast, vallllllllllllllly…
Update kardam khoshhal misham sari be man bezani
Dar zemn musicet ham khily zibast ke baraye weblaget entekhab kardi