حراج

By onlyforreminde

خبر:

 لوازم شخصی شاملو حراج می‌شود.

بیش از 90 اثر و وسایل شخصی مربوط به احمد شاملو در 30 آبان ماه در دادگستری کرج به حراج گذاشته می‌شود. سیاوش شاملو فرزند ارشد احمد شاملو که مدعی است مالک تمامی این آثار است با گرفتن مجوز از دادگستری کرج قصد به حراج گذاشتن این مجموعه از آثار معاصر ایران را دارد.

احمد وثوق احمدی وکیل آیدا شاملو و تعدادی دیگر از شاکیان این پرونده در این‌باره به روزنامه «اعتماد» گفت؛ بسیاری از این آثار متعلق به آیدا شاملو است که سیاوش شاملو تصمیم به حراج آنها گرفته است. مجسمه سر احمد شاملو که توسط مرحوم مددی به آیدا شاملو هدیه شده است برای سیاوش شاملو نیست که حالا بخواهد ادعای ارث کند و آن را به حراج بگذارد.

وکیل این پرونده فروش این آثار را به خاطر مشکلات مالی پسر شاملو ذکر کرده است. وی در ادامه افزود: از جمله شاکیان دیگر این پرونده ضیاءالدین جاوید نقاش معاصر کشورمان است که چندین تابلوی خود را به آیدا شاملو هدیه کرده است نه به احمد شاملو که الان سیاوش شاملو قصد فروش آن را داشته باشد.

این حراج در شرایطی برگزار می‌شود که به گفته کارشناسان میراث فرهنگی و سایر هنرمندان آثار به جا مانده از شاملو از جمله لوازم شخصی متعلق به یک خانواده و یا یک شهر نیست و جنبه ملی دارد.

پرسش:

اگر در چنین حراجی شرکت داشته باشید، کدامیک از لوازم شخصی او را خریداری میکنید؟

 

23 پاسخ به “حراج”

  1. پروانه می گوید:

    این پسر برای من بسیار عجیب و غریب می نماید .. کسی که انقدر از پدرش بد میگه و بد می نویسه حق سو استفاده مالی از وسایل شخصی پدرش را نداره … من عمرا پول بالای وسیله شخصی دیگران بدهم .. خب که چی مثلا این خودکار را شاملو دستش گرفته … گرفته که گرفته .. به من چه …

  2. حاج باران می گوید:

    خرج عمل سنگينه داداش. آقا سياوش هم بايد يه جوري خرجشو دربياره ديگه.
    وسايل شخصي ديگران برام جاذبه نداره. حالا گوگوش بود يه چيزي، شورت و زيرپيرهن احمد شاملو به چه كارم مياد؟

  3. احسانه می گوید:

    نه.. منم زیاد حال نمی کنم با وسایل شخصی آدمای معروف.. فقط یه جا دست و دلم بدجور لرزید…
    اون روزها که خونه دکتر شریعتی قرار بود تبدیل به موزه بشه.. من خبرنگار حوزه شهرداری بودم… قبل از اینکه درش باز بشه برای موزه شدن.. یه بار به همراه شهردار رفتیم برای بازدید.. جایی که نامه های دکتر شریعتی به همسرش رو در دوارن نامزدی دیدم.. دلم خواست اونها رو داشته باشم.. فکر کن.. یه آدمی با قلمی مثل دکتر شریعتی.. بیاد برای نامزدش.. معشوقش نامه بنویسه.. فک کن اون نامه ها چی می تونن باشن..

  4. احسانه می گوید:

    با اجازه حاجی:
    از همین تریبون رسما از همه دوستان عزیزی که سوالاتی بابت نظر من درباره دو پست قبل حاج واشنگتن داشتند و سوالاتی از من پرسیده بودند عذرخواهی می کنم.. من نتونسته بودم سر بزنم و دیر رسیدم به بحث.. شرمنده که پاسخ ندادم.. فقط به نگاهی نو عزیز می گم که من فعلا مجرد نصفه نیمه هستم.. یعنی نامزد دارم.. در ضمن .. من گفتم اگر در شرایطش قرار بگیرم “باید سعی کنم که ببخشمش” به کلمه باید دقت کن.. در تمام زندگیم سعی کردم آدم واقع بینی باشم .. دوست ندارم مثل این زنای جیغ جیغو با اولین لغزشی که شوهرم داشت بریزم سرش… این باید از اون جنبه است که می دونم حقیقته.. همین الان هم از همسرم خواستم هروقت هر کاری کرد.. هر چیزی که رنگ و بویی از خیانت توش باشه.. خودش بیاد بهم بگه.. بهش گفتم حتی اگر زن هم بگیره.. شنیدنش از خودش برام خیلی راحت تر از اونه که دیگران بیان بهم بگن… رفتار من توی خیلی از مهمونی ها هم به خودش و به اطرافیانم نشون داده که تا چه حد نسبت به بعضی رفتارها که خیلی زنها حساسن بی تفاوت هستم.. البته قطعا یکی از دلایلش اینه که به طرفم خیلی ایمان دارم و می دونم حقیقتا من رو دوست داره.. و اگر یه روزی لغزشی هم داشته باشه یه لغزش کاملا غریزیه و حکمی از عشق و محبت ویژه توش نیست.. در ضمن این رو هم نگفتم که از دلم بیرون میره.. نه.. قطعا جریان در دلم باقی خواهد ماند.. اما چه سود که بخوام دست و پای بیخود بزنم و تقلای بیهوده کنم.. در نهایت به قول خود شماها باید موقع عمل ببینم چندمرده حلاجم.. وگرنه در حرف و عقیده که خیلی از ماها خیلی جلوتر از این حرفهاییم….

  5. نگاهی نو می گوید:

    با اجازه حاجی
    ممنون احسانه جان از جوابت

    در مورد شاملو
    اگه موقعیتش را داشته باشم حتما خودنویس اش را خریداری می کنم و اون را به بهترین دوستم که قلم بسیار قوی داره تقدیم می کنم

  6. بیژو می گوید:

    هیچ

  7. الناز می گوید:

    نچ دوست ندارم تو حراجي شركت كنم…اما در عجب كارهاي اين پسر خلف آويزون رو هوا موندم…قربون يو

  8. نیکو می گوید:

    من آرزو دارم دست خط اصل شاملو (نه کپی و نه موضوع غیر مرتبط) رو داشته باشم. حتی یک شعر هم بسه برام.
    (البته خوب نمیدونم دست خط هم جزو وسایل شخصی یک نفر حساب میشه یا نه.)
    ———————-
    ضمنن این اخبار حراج وسایل شخصی رو درباره خیلی از شخصیتهای معروف دنیا شنیدیم. یعنی اونا ملی نبودند؟ یا شرایط ویژه ای بوده؟

  9. nasrin می گوید:

    hichi :)

  10. آیدا می گوید:

    شاید اگر کار وکیل به هیچ جا نرسه همون دو تا اثر را بخرم و به آیدا شاملو یاد احمد هدیه بدهم…
    (اوج بشر دوستی)
    ولی کلا کارهای این پسر بس عجیب و غریب مینماید…
    از اون پدر و مادر این سیاوش از کجا اومده معلوم نیست… احتمالا زیادی به پدر بزرگش که پسر نوح است کشیده شده…

  11. آرايه می گوید:

    چرا كه نه؟وقتي ميشه چيزي رو به پول نزديك كرد چرا كه نه؟خيلي دلشون ميسوزه بخرن بذارن موزه.والا!!!

    من هم علاقه اي به وسايل شخصي ديگرون ندارم.اما بدم نمياد شعرهاي متولد شده روي كاغذ و دستنويسشو داشته باشم.اونم زياد پول نميدم بابتش!!!

  12. فهیم می گوید:

    حاجی جان… اگر من برم اونجا همون پسرش رو بر میدارم … از همه چیزها عتیقه تره…

  13. مشتی ماشالا می گوید:

    حراج منتفی شده. جاکش خان رضایت داده که همه وسائل رو بزارن تو موزه. کلی از تابلوها و وسائل اصلا مال این نبوده ولی میخواسته هاپولی کنه…

  14. علا می گوید:

    هووووم!!!! همش به فکر یا خریدیم یا فروش!! داشتن ، رسیدن! و همینه که نه میرسیم و نه داریم.

    من اما، برای داشتن- و نه خریدن- آنچه که به شاملو تعلق دارد شاید مشتاق “دید” و
    “نگاه” شاملو بودم………..
    اتفاقیست که پست آخرم با و از شاملوست
    و چه درد آور که در کامنتها پست من جای فرم و محتوی به اشتباه گزفته شد……افسوس!

  15. سایه می گوید:

    حاجی جون تورو خدا یه وقت فکر بد نکنی که خدای نا کرده…. بجون بچم فقط این از بیماری “نکته های ریز رو درشت دیدن”من سرچشمه میگیره!
    شما باشین اعصابتون خرد نمیشه وقتی توی خیابون گاندی سر در یه بوتیک موند بالا!!؟؟
    میبینین با پارچه بزرگ رنگی نوشته : حراج انواع پولیور؟؟؟؟
    یا خانومای مدرس آشپزی که جلو دوربین تلویزیون میگن: چیز کیک پنیر؟
    ————-
    دراز شد…اوکی . قضیه اون پست دو تا پائین تره : Non-Domestic Flight
    که نوشته بودی: که در گوشه رینگ گیر کرده باشد و ضربات آپرگاد حریفش بر سر رو رویش باریدن گرفته باشد.
    اولاً که این واژه آپرکاته و با ک یا کاف نوشته میشه! دوما از اسم فرنگیش اینجوری بنطر میرسه که -برش به طرف بالا – معنی بده : uper cut

    و بدین ترتیب -الاایحالاً- نمیتونه مثل بارون روی سر کسی بارون وار باریدن بگیره!!
    میشه گفت چونه طرف سرویس میشه اونم از زیر!
    خلاصه نمیدونم این ماله اینه که من از نصف شبی بیدار بودم اینجوری حساس میبینم یا!!!!!!؟؟؟؟؟؟
    میدونم اما تو منو بخاطر این ایراد کوچولو حتماً میبخشی! مگه نه؟

  16. موسم دلگير می گوید:

    وبلاگت خيلي خوبه ….كمتر وبلاگي تا اين حد جذاب است …
    بدون چاپلوسي مطالب خيلي خوبه
    من براي هر وبلاگي نمي نويسم خوب است…
    من وبلاگ بچه گانه اي دارم كه با ديدن وبلاگ شما از نوشتن در آن وبلاگ خجالت كشيدم…

  17. جوجو می گوید:

    خيلي جالبه معمولا بچه هاي آدمهاي بزرگ هميشه مزخرف آز آب در ميان. نمونه اش من.

    ولي جداي از ناراحت شدن بابت حراج وسايل شاملو من معمولا به دست خط افراد خيلي علاقه دارم . اوم بابت اينه كهحس مي كنم روح آدمها در خطشون جريان داره.

  18. هورام می گوید:

    اختمالا دفتر خاطراتشو! شاید هم یه شیشه عطر خالیش رو!!!!

  19. آسمانم ابريست می گوید:

    طفلک آیدا! خوبه که حراج متوقف شده…

    وقتی نظر احسانه رو خوندم منم دلم خواست یه نامه خصوصی شاملو ه آیدا رو میداشتم…
    یا خودنویسشو…

  20. fatima می گوید:

    تو رو خدا همينم مونده كه باران بياد راجع به شاملو نظر بده… توهين از اين بزرگتر!!! متاسفم براي اون پسر! واقعا كه… من اگه بچه ي شاملو بودم… اما اگه قرار بود چيزي بردارم… نوشت افزار انتخاب ميكردم…

  21. reza53 می گوید:

    خدا رحمتش کنه. ولی من نه از شعرهاش خوشم میومد، نه از خودش. اگه فریدون مشیری بود، میشد یه فکری براش کرد.

  22. فریدا می گوید:

    خب . . . من میز کارش رو و چند تا از کتابهاش رو و چند تا از عکسهای خانوادگیش یا با آیدا رو بر می داشتم . . .
    زیاد که نبود . . .
    دوستش دارم . . .

  23. ناما جعفری می گوید:

    آدم ها با آدم های دیگرمتولد می شوندوبعدبا همان آدم ها
    می میریند…شایدزودتر…نوشته هایت گاهی زودترازآنچه فکرمی کنی تمام می شوند…حاجی واشنگتن عزیز…قبرشان می کنی…فکر می کنم…البته گورستانی که به وجودآوردی دیگرجا..ندارد..درست نمی گم….

پاسخ دهید