پدر خوانده

By onlyforreminde

دوست گرامی! جناب آقای ورزی

با سلام و احترام

قبل از ورود به بحث، توجه جنابعالی را به نصیحت بزرگان دینی جلب مینمایم که همواره ما را به رعایت در امانت توصیه فرمودند. شاید این گزاره و توجهی که جنابعالی را بدان معطوف کردم، بیربط بنماید اما در ادامه بحث، قطعا متوجه خواهید شد که این زنهار از چه باب بوده است.

“پدرخوانده” شما را می بینم. البته این دیدن نه به دلیل تعلقم به سیما و نه به هیچ دلیل دیگری نبوده است. در واقع لیبل ِ  “سِر شاپور ریپورتر” برایم آنقدر جذاب هست که سریال شما را دنبال کنم. میخواهم اعتراف کنم که نه تنها شاپور ریپورتر بلکه تاریخ معاصر ایران در ذهن پرسوال ِ من هنوز آنقدر چاله چوله های سیاه و ناگشوده دارد که برای یافتن پاسخ ِ درخور برای این سوالهایم حاضرم هر مستندی را به تماشا بنشینم یا هر کتابی را مطالعه کنم. این مقدمه را از این جهت قلمی کردم که متذکر شوم سریال “پدر خوانده” شما مورد توجهم هست نه به دلیل آنکه سرگرم شوم بلکه در تک تک پلانها و سکانسهای سریالتان مشغول چیدن پازلی از عصر پهلوی دوم و نقش آفرینان انقلاب 79 هستم.

از شما به عنوان یک مستند ساز تاریخی همواره انتظار میرود که در روایت حقایق آن دوران بر اسناد و مدارک متقن و بر شواهد مستدل و به عبارتی به رفرنسهای تایید شده استناد نمایید و صد البته لازم است که در تاریخ نیز تحریف ننموده و رعایت امانت را نیز بفرمایید.

البته اذعان میدارم که اگر قرار بود مجموعه پدر خوانده بر روی پرده دیگری غیر از رسانه ملی نمایش داده شود، مسلما به گونه دیگر عمل میکردید و شاید ملاحظه کاری و سیاسی کاری را وا مینهادید اما فی الواقع چیزی که تحت نام شما هر شب به روی پرده سیما برده میشود، ملغمه ای مغشوش و یکسونگر و با عرض معذرت، بعضا پوپولار از وقایع دوران پهلوی دوم است.

هنرمند عزیز! تاریخ روایت واقعی از رخدادهای زمان است و قطعا اشراف دارید که تاریخ و تفسیر دو مقوله جدا از یکدیگر هستند. یعنی از یک مورخ هیچگاه انتظار آن نمیرود که به تحلیل و تفسیر بپردازد بلکه از او این توقع وجود دارد که بی غرض و صادقانه به بیان موضوع بپردازد. یک فیلمساز تاریخی هم علی القاعده از این قانون مستثنی نیست. متاسفانه روایت پدرخوانده جنابعالی به بیان وقایع از دید واقعیت نمینگرد و  نگاه هدفداری به موضوع دارد.

خانواده ریپورتر به علت وابستگی ارگانیک به مجموعه MI6 یک الیگارشی رسمی برای این سازمان محسوب میگردند که ماموریت ویژه ای در منطقه خاورمیانه و هند بر عهده داشته اند. بنابراین ماسکِ جاسوس بودن بر چهره این ریپورترها زمانی موجه جلوه مینماید که از یک سو به سکه آنها نگاه شود و سوی دیگر فرونهاده شده باشد. روایتِ پدرخواندهء شما به نوعی در صدد القاء این ذهنیت در بیننده است که این خانواده و خصوصا شاپور را یک جیره خوار و جاسوس بنمایاند و در این میان متاسفانه اینگونه به موضوع نگاه نمیگردد که اصولا چرا بریتانیای کبیر در آن زمان تا اینحد به مسائل ایران و خاورمیانه حساس بوده است؟ کاش اندکی بر این موضوع میپرداختید که به راستی ایران و منطقه خاورمیانه و شبه جزیره هند دارای چه پتانسیلی بوده اند که بریتانیا تا این حد موضوعات آنها را مورد توجه قرار میداده است؟ کاش اندکی به قوه تحلیل و آنالیز اعجاب آور این انگلوفیلها میپرداختید و قوه تجزیه و تحلیل مجموعه MI6 را مورد مداقه قرار میدادید.

رویداد 28 مرداد را نیز متاسفانه بر پایه روایتهای بسیار مغشوش و رفرنسهای نامعتبری چون کتاب “ظهور و سقوط پهلوی – ارتشبد فردوست” ساخته و پرداخته نمودید و در بیان آن باز هم بیننده ی پر سوال را تشنه رها نمودید. هنوز هم بعد از گذشت سالها از این رویداد برداشت عامه از  این واقعه یک کودتای امریکایی است و هنوز هم به واسطه وجود ِ نام ِ کرمیت روزولت آن را یک کودتای امریکایی جلوه میدهند و با این چوب امریکا را می رانند اما کاش روی این موضوع بیشتر متمرکز میشدید که طرح امریکایی کودتا در 25 مرداد شکست خورد و در حقیقت طرحی موجبات سقوط دکتر محمد مصدق شد که بر روی پرونده اش نام MI6 میدرخشید. چرا از این فرصت مغتنم بهره نگرفتید و برای مردم کوچه و بازار مساله را بیشتر نشکافتید  که واقعا در سقوط مصدق و بازگرداندن شاه، امریکا بیشتر نقش یک همراه را داشت و بازیگردانان اصلی، سفیر انگلستان در ایران (که حتی یک پرسوناژ را نیز به او اختصاص ندادید) و شخص شاپور ریپورتر و خانواده هزاردستانِ رشیدیان بودند؟ شعبان جعفری در این میان عمله و اکله ای بیش نبود و صد افسوس که بیت الغزل داستان شما بر این شخصیت متمرکز گردیده بود.

در روایت شما به شعبان جعفری نیز ستم شده است. کتاب خاطرات جعفری که به اهتمام خانم هما سرشار منتشر شده است، شاید روایت ِ بیغرض و واقعی داستان را نمایان کرده باشد اما اینکه جعفری را در حد یک گرسنه و چلوکباب نخورده جلوه داده اید، به نظر این حقیر اندکی بی انصافی بوده است.

در سناریوی شما دکتر محمد مصدق نیز مظلوم قرار گرفته است. وی را عنصری یاغی، نافرمان، خود مختار، دیکتاتور و بدون تدبیر جلوه داده اید که در واقع شایسته این مرد نبود.

اوج نخ نمایی داستان در مورد شخص محمد رضا پهلوی به چشم میخورد. نقش منفعل و درمانده ای که شما به پرسوناژ این شخص بخشیده اید، شدیدا غیر واقعی، تصنعی و غیر قابل قبول مینماید. با دیدن این روایت، انسان گمان میکند که محمد رضا پهلوی انسانی عقب افتاده و فاقد شعوری است که در لحظات حساس تنها میتواند فحش بدهد و از اویسی (!!!!) بخواهد که هر کاری که به فکرش میرسد برای خواباندن غائله انجام دهد. در حقیقت چنانچه به روایت شما دقیق شویم، شاید بتوان از زوایای ریز آن برای شخص محمد رضا پهلوی یک حکم برائت تمیز بیرون کشید که صد البته مراد شما این نبوده و قصد بر آن بوده که در “پدر خوانده” هم شخص اول مملکت مقصر قلمداد گردد اما بایستی اذعان کرد که ناخواسته و از شدت از هم پاشیدگی سناریو، دادن حکم تبرئه برای محمد رضا پهلوی در روایت شما سخت نیست.

داستان آنچنان از هم گسیخته است که حتی در دکوپاژ و میزانسن هم شدیدا لنگ میزند. شخص اول مملکت با لباس فرنچ و پر از آویزهای افتخار به بازی بیلیارد میپردازد و کاش مشاورین ِکارگردان دکوپاژ واقعی تری را برای این سکانسها انتخاب میکردند.

اما به مصداق عیبش گفتی، هنرش را نیز بنما؛ بایستی از چهره پرداز مجموعه “پدر خوانده” به نیکی یاد کرد که یک شباهت مثال زدنی را در ساخت و پرداخت شخصیتهای داستان ارائه کرده است که جای تقدیر دارد.

جان کلام آنکه ساخت مستندهای تاریخی به دقت و وسواس نیاز دارد. ساخت مجموعه های پروپاگاندایی دردی را دوا نخواهد کرد. سوال اصلی اینجاست که آیا واقعا در 37سال سلطنت پهلوی دوم غیر از 28 مرداد و 15 خرداد و بهمن 57 موضوعات چشمگیرتر و واجد ارزش دیگری وجود نداشته است که سازنده مجموعه را به سرعت از روی بسیاری از رویدادهای آن دوران پرش داده است؟

3 نظر to “پدر خوانده”

  1. افرا و پاييز می گوید:

    وقتي تاريخ تحريف شده را به خوردمان مي دهند بد جوري احساس حقارت مي كنم.
    تحقير كردن كه شاخ و دم ندارد حاجي جون!!

  2. آسمانم ابريست می گوید:

    چند روز پیش یه خانم مسنی که به گفته خودش فوق حقوقش رو در زمان شاه گرفته بود و کلی مما لک خارجی رو هم گشته بود و تزش هم در مورد مصدق بو و دل پری هم از این رژیم کنونی داشت ، کلی با هام دردو دل کرد و نگران بود که نکنه ما جوونها این نسخه ی جدید زمان پهلوی رو باور کنیم!
    به طرز مضحکی تحریف کردن این تاریخ رو…
    ولی جدا چهر پردازی خوبی داره! فکر کنم ایران سر این سریالهایی که هر ساله همین قصه تکراری رو روایت میکنه،آخرش در گریم و چهره پردازی به جایی میرسه!!:دی

  3. احسان می گوید:

    خواندن تحلیل‌های پوپولار! هم در نوع خودش جالب توجه است. :-)

يك پاسخ برايش بگذاريد